همچنان بايد صبور باشيم؛ دولت‌روحانی‌۹‌ماهه شد

۹ ماه پس از آن ۸ سال كابوس‌وار!

9 ماه پس از آن 8 سال كابوس‌وار!

نویسنده : ليلا واحدي


نه ماه از روی کار آمدن دولت آقاي حسن روحانی مي‌گذرد، دولتی که قرار بود با روی کار آمدنش، ملتی را که در عصر احمدی‌نژاد گرفتار شده بودند، نجات داده و به افقی پر امید و با تدبیر رهنمون سازند، اینکه در طول این نه ماه تا چه اندازه روحانی و کابینه اش موفق بوده اند، قضاوتی است که اگر نشود بهتر است، زیرا چرخی که قرار است به دست روحانی بچرخد، در طول این نه سال چنان له و از کار افتاده شده است که برای راه بردنش به حداقل چیزی که نیاز است، زمان است!

 

در این گیر و دار تعمیر چرخ بزرگ ایران، گروهی «خودجوش» چوب‌هاي خود را آماده کرده‌اند تا لای این چرخ بگذارند تا زمین بخورد و  خوشحال شوند. غافل از اینکه این چرخ اگر زمین بخورد و امید ملتی نا امید شود، اولین جریانی که از آن ضرر مي‌کند همین عزیزان خودجوش هستند. تاریخ معاصر ایران پر از حرکات خودجوشانه غیر منطقی و عاری از انصاف و تعقل است، که بیشترین ضربه ها را به حرکت‌هاي آزادی خواهانه مردم ایران وارد کرده است. همین حرکات خودجوش بود که در جریان ملی شدن صنعت نفت، مصدق را در یک نيم روز از نخست‌وزیری به زیر کشید و قافله پیشرفت مردم ایران را دهه‌ها در تاریخ عقب انداخت. امروز نیز متاسفانه این حرکات خود جوش رفته رفته به بحران‌های سیاسی در کشور منجر خواهد شد و تمرکز دولت را برای حل مهمترین دغدغه مردم بر هم خواهد زد.

شاید شروع این خود جوشش‌ها! با مرگ پروفسور فرای، ایران شناس آمریکایی و داستان وصیت او، به منظور دفن در ایران بود که عزیزان خود‌جوش، مانع از خاک‌سپاری کسی در ایران شدند که همین چند وقت پیش از دست محمود احمدی‌نژاد، لوح تقدیر و خانه‌ای در اصفهان دریافت کرده بود، و این نشان مي‌دهد که خود جوشیت! این عزیزان ربطی به جاسوس بودن فرای فقید و اذیت شدن زاینده‌رود! به واسطه دفن فرای و به خطر افتادن هویت اسلامی-ایرانی این شهر ندارد، که اگر آن مرحوم جاسوس بود، زنده‌اش که جاسوس‌تر مي‌بود تا جنازه‌اش! و این درجه از جوشش تنها به این خاطر است که رئیس دولت دیگر از عزیزان خود‌جوش نیست و عاقله مردی است که در برهه کنونی جوشش و خودجوشی را به صلاح ایران نمي‌داند.

داستان فاز دوم جوشش در شبه مستند «من روحانی هستم» کلید مي‌خورد، گروهی خودجوش، خودجوشانه تصمیم مي‌گیرند که تکه‌هایی از فیلم‌هاي آرشیو را دانلود کنند. و تکه خاطرات مک فارلین و ریگان و محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی را کنار هم بچینند که نتیجه بگیرند روحانی اصلاح‌طلب نبوده، انقلابی دو آتشه بوده، که در ارتش سال ۵۸ حجاب را اجباری اعلام کرده، که در  ۱۸ تیر ۷۸، نقش اساسی داشته است، یا نه بگویند روحانی الان به شخصیتی سازشکار تبدیل شده است که در حال فروختن منافع ملت به قیمت ناچیز است؟ این شبه مستند، به هر تعبیر و تفسیری ساخته شده است، ابدا مهم نیست، مهم این است که چرا اکنون اکران مي‌شود؟

مذاکرات ایران با پنج قدرت بزرگ جهان در مسیری دشوار در حال به نتیجه رسیدن است، در داخل ایران با اجرای فاز دوم هدفمندی اقتصاد بیمار ایران در کما به سر مي‌برد، جهانی به نظاره نشسته است تا سرنوشت ملتی را ببیند که راهش را خودش انتخاب کرده است و اکنون در داخل ایران گروهی خودجوشانه سعی مي‌کنند تاریخ را تکه‌پاره کنند و روحانی عجیب و غریبی را از آن بیرون بکشند که معلوم نیست به چه درد این روزهای ایران مي‌خورد، و عزیز خودجوشی که به نمایندگی از خودجوشان، شبه مستند روحانی در کنفرانس محرمان خودجوش به سوالات پاسخ مي‌دهد و اعلام مي‌کند که من شناسنامه دارم و هرچه ساخته ایم مستند است و فیلم‌ها و مدارکش هم موجود! خواهر خودجوش عزیز! روحانی به قدمت سن و سال ما، بحران دیده است. او روحانی است با همه اوج و فرودهایش، روحانی که ملتی چشم امید به او دارند، کدام بصیرتی به شما اجازه مي‌دهد که چنین امیدی را اینگونه تدوین کنید؟

داستان فاز سوم جوشش‌ها، در همایش دلواپسان در سفارت سابق آمریکا آغاز مي‌شود، همایشی که تمام بهاریون و پایداری‌ها، حضور بهم مي‌رسانند و به هر صورتی که مي‌توانند به سیاست خارجی دولت روحانی مي‌تازند، نویسنده این سطور در این نکته که برای تمرین دموکراسی باید اجازه نقد درست به همه گروه‌های مخالف داده شود، شکی ندارد، چه بسا همین همایش دلواپسان نیز نقطه عطفی در تاریخ دولت روحانی به حساب آید که در آن اجازه داده شده است که گروهی هرچند به ناحق به سیاست خارجی و وزیر و حتی رئیس‌جمهور تندترین حملات لفظی را داشته باشند.

اتفاقی که در هشت سال گذشته و به رغم تمام فعالیت‌هاي فلسفی سعید جلیلی به عنوان مسئول پرونده هسته‌ای، و به رغم چندین قطعنامه کمرشکنی که اکنون ملت و دولت به واسطه آنها به استیصال رسیده‌اند، نیافتاد و هیچ عزیز خودجوشی، دلواپس نشد، و ابدا هم معیشت و اقتصاد و سلامت ایرانیان را در خطر نابودی قرار نگرفت. اینان همان مدعیان ولایت‌مداری هستند که روزانه چندین نفر را به جرم داشتن زاویه با رهبری به انواع تهمت‌ها مهمان مي‌کنند و اکنون جلوتر از رهبری، به کسانی انگ وطن‌فروشی مي‌زنند که قطعا با مشورت رهبری قدم در این راه گذاشته اند.

طرفه آنكه، همین دوگانگی رفتاری پایداران دلواپس، مردم را به شبهه مي‌اندازد که اینان دلواپس چه هستند؟ منافع ملی یا هزاران میلیارد پول بیت المال که در حساب‌های امثال خاوری و زنجانی خوابید تا هزاران بیمار سرطانی به دلیل کمبود و نبود دارو به خواب ابدی روند؟

فاز چهارم جوشش‌ها در همین چند روز گذشته و با تجمع خود جوشان عفاف و حجاب در تهران برگزار شد، و عده‌ای با اعتراض خواستار برخورد نیروی انتظامی با بدحجابان شدند. نظم عمومی را مختل کردند و خواسته هایشان را فریاد کردند. اما جای بسی تاسف است که این خودجوشان عزیز هنوز به این نکته واقف نشده‌اند که اصلاح پوشش و حجاب و فرهنگ از راه فریاد و زور و گشت ارشاد امکان پذیر نیست.

این همان رکن رکین اسلام است که مي‌فرماید «لا اکراه فی الدین» یعنی دینی که به زور گشت و فریاد و ترس تحمیل شود، نه دردی از جامعه برطرف مي‌کند نه از شخص، اما اگر مضمون این سخن گوهربار را که مي‌فرماید «ای رسول اگر نرم خو و مهربان نبودی بی شک از اطرافت پراکنده مي‌شدند». سرلوحه کار خود قرار دهیم مي‌توانیم به جامعه‌ای محمدی‌تر امیدوار باشیم. ورنه با جوشش‌هاي فصلی و جناحی که نمي‌توان موهای بانوان کشور را پنهان کرد.

جوشش‌هاي بی قانون که از حمله به کنسرت‌هاي خوانندگان مجوز دار گرفته تا سخنرانی سید حسن خمینی دامنه فعالیت شان گسترش یافته است برای بدنه نظامی که برخواسته از مردم است سمی مهلک است، چون ایشان در اعمال رفتارشان افراط را جایگزین تعقل کرده‌اند و با اعتدالی سر جنگ دارند که بیش از هر چیزی باید در فضای کشور وجود داشته باشد و ای کاش خودجوشان، خودجوشانه، خویش را اصلاح مي‌کردند تا ایران هم روی آرامش ببیند نه اينكه يكي از پيران اين جماعت، براي رييس‌جمهور مملكت آرزوي اتمام عمر در همين دوره ۴ ساله اول مسئوليتش نمايد!

اما آخر سخن با همه ايرانيان شريفي است كه با انگيزه‌هاي رنگارنگ به روحاني راي دادند. بياييم سخن او را در آخرين گفتگوي تلويزيوني‌اش بپذيريم كه صريحا گفت: «من همه وعده‌هايي كه داده‌ام را در خاطر و ياد دارم و فراموش نكرده‌ام فقط كمي صبور باشيم» بپذيريم. دولت او حالا ۹ ماهه شده است. ۹ ماه پس از آن ۸ سال كابوس‌وار! او حداقل در همين ۹ ماه نشان داده و ثابت كرده مرد با شخصيت، باوقار و قائل به حيايي است كه مي‌ارزد بيش از اين به او فرصت داد تا بتواند همه قول‌هايش را در حد وسع و مسئوليتي كه دارد، جامه عمل بپوشاند.

۹ ماهي كه حتي در حوزه اقتصادي هم بابت آن همه خرابي و حيف و ميل ۸ ساله فرصت اندكي است، و شايد فقط به جمع كردن و پرداخت بدهي‌هاي كشور (از ميلياردها دلار وام معوقه به بانك جهاني گرفته تا ميلياردها معوقه پيمانكاران  و ۱۰۰ ميليارد تومان بدهي دو باشگاه ورزشي! و …..) كفاف بدهد، چه برسد به حوزه‌هاي فرهنگ و سياست داخلي و…! لذا مهربانانه ناچاريم سخن او را بپذيريم و او و تيمش را حداقل با اندكي «صبر» در مقابل با اين حجم تخريب، توهين و افتراي خودجوشان ياري نماييم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *