هر عضو جامعه چقدر در شکل گیری فرهنگ رانت خوارپروری مقصر است؟

«رانت‌خواری» به عنوان یکی از آسیب‌های هر سیستمی از جمله کشور خودمان، همواره نقد اجتماعی سنگینی را در پی داشته است. رویکرد این نقد اما همواره توجه به کارگزاران و مدیران بوده و هیچ گاه این پرسش پیش کشیده نشده که اعضای جامعه که مدیران اجرایی، میانی و ارشد نیز از میان آنها انتخاب یا انتصاب می‌شوند و به طور خاص نزدیکان مدیران، چه میزان در شکل گیری یک «رانت خوار» نقش داشته اند؟


به گزارش «تابناک»، واژه فرانسوی «رانت / Rente» که در قرن هفدهم و هجدهم میلادی در این کشور مرسوم شد به تعبیر لغتنامه دهخدا و معین به درآمدی اطلاق شده که از فرصت ها و موقعیت های برتر به دست آمده باشد و ثروت حاصل از کار غیرتولیدی و بادآورده و همچنین امتیازی انحصاری که به دور از هرگونه رقابت نصیب برگزیدگانی می‌شود. این واژه در کشورمان اما عمر کوتاه‌تری دارد و در دوران معاصر همزمان با رشد اقتصادی کشور، در افواه عمومی پرکاربردتر شده، تا آنجا که امروز هر ایرانی بالغی با آن آشنایی دارد!

«رانت‌خواری» همواره به عنوان یک ضدارزش در کشورمان با نقدهای جدی همراه بوده و خوشبختانه هنوز به عنوان زرنگی مطرح نیست و هنگامی که اشخاصی چون زنجانی، امیرخسروی و جزایری ظهور می‌کنند، شاهد همراهی افکارعمومی با این فضای رانت خواری نیستیم و این اتفاق مثبتی است که در برخی کشورها خلافش را شاهد هستیم و ضدارزش‌های چون رانت خواری با صفت «زرنگی» توجیه می‌شود و بخشی از افکارعمومی علناً از رانت خواری حمایت می‌کند!

با این حال در لایه‌های زیرین جامعه خودمان نیز اتفاق دیگری رخ می‌دهد که نمی‌توان از نظر پناهنش کرد و برخی رفتارها عملاً منجر به رانت خوارپروری می‌شود و ریشه‌های این فرهنگ را تقویت می‌کند و متاسفانه در قضاوت پیرامون این آسیب بزرگ، هیچ گاه به این ریشه‌ها توجه نشده است. مهم ترین این عوامل پناه را می‌توان در فشار نزدیکان در رانت خواری به عنوان یک امر معمول خواند و در واقع وقتی یک مدیر دارای سلامت اداری و مالی در راس سیستم قرار می‌گیرد، مطالبات نامشروع او را در فشار قرار می‌دهد تا دست‌هایش را بالا ببرد.

این مطالبات عموماً از سوی نزدیکان است و کمتر مسئولی را می‌توان در نهادهای دولتی، نیمه دولتی   خصوصی یافت که با درخواست نزدیکانش مواجه نشده باشد که از ایشان در مناصبی استفاده کنند که لزوماً شایستگی اش را ندارند و یا امکانات و تسهیلات مالی منقول یا غیرمنقول را در اختیار این اقوام قرار دهد که اشخاص و نهادهای دیگری از هر نظر در اولویت دریافت‌اش هستند و این مطالبه بستگان یکی از پررنگ ترین عوامل شکل گیری رانت، آن هم به دست مدیرانی است که ممکن است کوچک‌ترین علاقه‌ای به این رویه‌های غلط نداشته باشند.

مدیر در این مرحله می‌تواند مقاومت کند و به نزدیکان اعم از دوستان یا اقوام کوچک‌ترین امتیازی ندهد و لشگری دشمن را پیش روی خود ببیند که تا دیروز نزدیک‌ترین‌ها به او بودند و یا تسلیم فشارها برای ارائه مطالبات نامشروع شود و عملاً حلقه تازه‌ای از رانت خواری را شکل دهد. این ساده ترین شکل رانت‌خوارپروری است که سراغ هر مدیری از مدیر یک شعبه کوچک بانک یا مدیر ارشد یک وزارتخانه و حتی نهادهای فرادستی را می‌گیرد و آزمونی بزرگ برای هر مدیر است، چرا که دشوارترین مقاومت، مقاومت برابر مطالبه اقوام است!

همواره ضعف قوانین، نقش دولت و نهادهای وابسته و ضعف نظارت و عدم تناسب میان مجازات برخی رانت خوران با جرایمی که مرتکب شده و بزرگ‌ترین آسیب ممکن که سلب اعتماد است را رقم می‌زنند، مورد توجه قرار می‌گرفت اما هیچ گاه بسترهای فرهنگی که در سطح جامعه منجر به رانت خوار پروری می‌شود، مورد توجه قرار نگرفته است؛ بسترهایی که یکی از مشخص‌ترین آنها همین فشار نزدیکان است و طبیعتاً مدیری که زیر بار رانت رفته، از توسعه این رانت خواری برای دیگران و کسب ثروت‌های بادآورده هراسی نخواد شد و به قول مشهور «آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب»

واقعیت آن است که هرچند در نفی رانت خواری سخن گفته می‌شود اما هنگامی که بستر معتدل رانت خواری فراهم می‌شود و یکی از نزدیکان در منصبی قرار می‌گیرد که امکان بهره برداری نامشروع فراهم می‌شود، این وسوسه سراغ بسیاری از چهره‌های اخلاق گرا نیز می‌آید که با فشار به صاحب منصبان نزدیک به خود، از این فرصت بهره ببرند! نخستین گام برای رسیدن به جامعه‌ای سلامت و اخلاقی که مفاسد مالی خرد نیز به عنوان پدیده‌های نادر و تاریخی قابل ذکر باشد، اعتقاد قلبی تک تک اعضای جامعه به عدم رانت خواری است و این اعتقاد، زمانی قابل محک خواهد بود که در مقابل امکان عملی رانت خواری، تقوا به خرج داد و در پی‌اش نبود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *